سيد محمد جزائري

349

نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري

خاييدى ، و در همانحال بعد از دو روز بمرد ، اولياى او اموال منهوبه را بجزائر آورده تسليم سيد نمودند ، و از او معذرت خواستند و اين امر خارق عادت كه بتازگى روى نمود باعث زيادتى احتراز اكابر و اعاظم از ستيزه با سادات شد . ديگر از معارف آنها بود سيد رحمه ولد سيد جابر و سيد محمد اطرش ( 1 ) ولد سيد ادريس كه قوه سامعه نداشت . و سيد ناصر بن سيد محمد . همه اين بزرگواران را در قريه صباغيه ديده‌ام . زهد و تقوى و ورع در آن خاندان ، از ذكور و اناث بقسمى كه مشاهده شد در هيچ سلسله‌اى نديده‌ام . علو همت و سخاوت و شجاعت ، همه را فطرى است . از سلاطين روم ، ضياع و عقار بسيارى بر آنها مسلم است . و تمامى

--> ( 1 ) سيد لطف اللّه بن سيد بهاء الدين بن سيد عبد اللّه بن سيد نور الدين جزائرى معاصر ، صاحب تحفه در حاشيه خطى تحفه نوشته « سيد محمد اطرش چند بار به شوشتر وارد ، در عالى محكمه جد امجد طاب ثراه نزول نموده ; فقير در مجالس عديده او را ملاقات ، و مؤمى اليه صاحب مناقب و كرامات : از آن جمله يكى از كرامات سيد معظم آنكه چون مشار اليه را بالمرّه قوت سامعه نبود . به اين سبب محاوره با او ميسر نمى شد . طريقه مكالمه با او اين بود كه هر گاه سخنى را به خدمت او عرض مى كردند غالب اينكه آن شخص متكلم انگشت خود را بطريقه چيزى نوشتن بر روى زمين يا فرش مى گردانيد و بگرديدن انگشت ، سيد مى خواند و به مجرد برداشتن انگشت از زمين ، سيد بمطلب رسيده و جواب مىفرمود در سال فوت او در مشهد غروى در ميان روضه مقدسه به خدمت او رسيدم از جمله سئوالاتى كه بطريق مذكور از او نمودم يكى اينكه نسب جد و الا جاه ، نعيم آرامگاه سيد نعمت اللّه ( رحمه الله ) و نسب شما در كجا به يكديگر متصل مىشود . آن جناب بيان نسب جدّ اعلى و نسب خود فرمودند ، و موضع اتصال نسبين را نيز فرمودند كه الحال بخاطر نيست . و در همين سفر به آن ارض مقدسه برحمت ايزدى پيوست رحمة اللّه عليه » .